الشيخ أبو الفتوح الرازي
65
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
- عليه السّلام - ايشان را سوگند داد و عهد و ميثاق كرد كه اگر مسايل را جواب بصواب يا بى ايمان آرى . سوگند خوردند و عهد كردند . آنگه سوگند داد ايشان را كه اين مسايل كه از من پرسى چون من جواب دهم آن را بحقّ ، و شما دانى كه آن حقّ است منكر نشوى و جحود نكنى . سوگند خوردند ( 1 ) و قرار دادند بر اين . رسول - عليه السّلام - گفت : اكنون بپرسى هر چه خواهى . ايشان گفتند : ما را خبر ده تا فرزند كه از مادر بزايد گاه با پدر و مادر و خويشان پدر از اعمام و بنى اعمام ، و گاه با مادر و خويشان مادر ماند از اخوال و فرزندان او ، سبب چيست ؟ رسول - عليه السّلام - گفت : به خدا بر شما كه بدانسته هستى در كتب شما كه ( 2 ) نطفهء مرد ( 3 ) سپيد باشد و سطبر ، و نطفهء زن رقيق باشد و زرد ، هر كدام كه غالب آيد از اين دو آب بر ديگر شبه او را باشد . گفتند : نكو گفتى و راست گفتى . مسألهء ديگر گفتند : [ 116 - پ ] ما را خبر ده تا پيغامبر آخر زمان را خواب چگونه باشد ؟ گفت : به خداى بر شما كه نه در كتاب خود خوانده اى كه پيغامبر آخر زمان ( 4 ) كه منم و شما مىگويى كه من نيم ، چشمهايش بخسبد و دلش بنه خسپد ( 5 ) [ گفتند ] ( 6 ) : اللَّهمّ نعم ، آرى همچنين است . مسألهء سيوم ( 7 ) آن بود كه گفتند : ما را خبر ده از آن طعام كه اسرايل بر خود حرام كرد ، آن چه ( 8 ) طعام بود ؟ گفت : به خدا بر شما دانسته اى ( 9 ) كه آن طعامى بود كه او دوستتر داشتى ، و آن گوشت شتر و شير او بود . گفتند : اللَّهمّ ( 10 ) بلى همه ( 11 ) همچنين است كه تو گفتى . دگر مسأله آن بود كه گفتند : ما را خبر ده تا فرزند كه از مادر و پدر حاصل
--> ( 1 ) . وز : خوردندم . ( 2 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : گفت شما را معلوم هست كه . ( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : مردان . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها را . ( 5 ) . بنه خسپد / بنخسپد . ( 6 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : ديگر . ( 8 ) . مر : كدام . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مر : ندانسته اى . ( 10 ) . مب نعم . ( 11 ) . مب : ندارد .